<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هیچ روزی،راضی...</title>
<link>https://zehn-e-abi.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 20 May 2026 08:12:55 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://zehn-e-abi.blogfa.com/post/377</link>
<description>از صبح همه چیز آرام بود هوا تمیز ، شهر خلوت ، حیاط را شسته بودم ، بهار بود دستگیره در خراب شده بود ، گفتم حتما بعضی از مغازه ها بازن ، لباس پوشیدم و رفتم پیچ بخرم همه جا بسته بود ،برگشتم ، هر از گاهی چند تا موتور رد میشد که بیشتر برام دلهره داشت نزدیک های خونه بودم که بارون شدید گرفت و سریع بمب بارون شروع شد کوچه خلوت تر از قبل شد دیگه کسی پشت پنجره ها نبود ، گربه ها هم داشتن فرار میکردن ، منم دویدم ، وقتی رسیدم توی حیاط صدای خیلی شدید از بغل گوشم رد شد نه</description>
<pubDate>Wed, 20 May 2026 08:12:55 +0330</pubDate>
<dc:creator>zehn-e-abi</dc:creator>
<guid>zehn-e-abi.blogfa.com/post/377</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://zehn-e-abi.blogfa.com/post/376</link>
<description>تو کجایی؟ در گستره‌ی بی‌مرزِ این جهان تو کجایی؟ من در دورترین جای جهان ایستاده‌ام: کنارِ تو. تو کجایی؟ در گستره‌ی ناپاکِ این جهان تو کجایی؟ من در پاک‌ترین مُقامِ جهان ایستاده‌ام: بر سبزه‌شورِ این رودِ بزرگ که می‌سُراید برای تو.</description>
<pubDate>Wed, 20 May 2026 08:01:12 +0330</pubDate>
<dc:creator>zehn-e-abi</dc:creator>
<guid>zehn-e-abi.blogfa.com/post/376</guid>
</item>
<item>
<title>پنهان چه کنم...</title>
<link>https://zehn-e-abi.blogfa.com/post/375</link>
<description>درد دل من دواش میدانی تو سوز دل من سزاش میدانی تو من غرق گنه پرده عصیان در پیش پنهان چه کنم ، پنهان چه کنم که فاش میدانی تو...</description>
<pubDate>Wed, 20 May 2026 07:57:59 +0330</pubDate>
<dc:creator>zehn-e-abi</dc:creator>
<guid>zehn-e-abi.blogfa.com/post/375</guid>
</item>
<item>
<title>امشب ناتوانم مثل خیلی شب های دیگه...</title>
<link>https://zehn-e-abi.blogfa.com/post/374</link>
<description>مغز منم چیز عجیبیه ، وقتی یک مشکل عمیق پیش میاد شروع میکنه به تحلیل و زنده شدن خاطرات قدیم و سختی هاش ، که نه تنها کمکی نمیکنه بلکه بیشتر غمگینم میکنه. امشب موقع خداحافظی با دخترخاله ام در وافع خواهر بزرگترم وقتی که بغلش کردم گفتم نمیدونم باید براش چیکار کنم... همون لحظه گریم گرفت ، گفت عزیزم فقط باید قوی باشی خیلی روت حساب کرده دونه دونه ماشین ها روشن شدن و رفتن نشستم روی پله های حیاط خیلی آروم گریه کردم چون ناتوان شدم ، مثل روزی که بدون خداحافظی کنار</description>
<pubDate>Thu, 01 Jan 2026 22:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zehn-e-abi</dc:creator>
<guid>zehn-e-abi.blogfa.com/post/374</guid>
</item>
<item>
<title>دور</title>
<link>https://zehn-e-abi.blogfa.com/post/373</link>
<description>کجای‌ جهان دور تر است ؟ آنجا که تویی، یا اینجا که منم ...</description>
<pubDate>Mon, 29 Dec 2025 20:12:03 +0330</pubDate>
<dc:creator>zehn-e-abi</dc:creator>
<guid>zehn-e-abi.blogfa.com/post/373</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://zehn-e-abi.blogfa.com/post/372</link>
<description>میگم از حالا بدونی همه چی تکرار میشه که حالا مختاری اما بعد مو اجبار میشه بعد مو اجبار میشه که تک و تنها بشینی خوابمه ببینی اما خودمو روزی نبینی</description>
<pubDate>Thu, 02 Oct 2025 20:03:58 +0330</pubDate>
<dc:creator>zehn-e-abi</dc:creator>
<guid>zehn-e-abi.blogfa.com/post/372</guid>
</item>
<item>
<title>کرم ها</title>
<link>https://zehn-e-abi.blogfa.com/post/371</link>
<description>زمان همه چیرو عوض کرده اون چمن زاری که ترکش کردی ، حالا یه حجم خالی و سرده... اون همه روزا و شادی ، اون رنگایی که یادش دادی ، همرو فراموش کرده ... دیگه عادت کردم به این تنهایی به یه آسمون بدون پرنده هایی ، که میرن با تو ...</description>
<pubDate>Sun, 01 Jun 2025 13:23:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zehn-e-abi</dc:creator>
<guid>zehn-e-abi.blogfa.com/post/371</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://zehn-e-abi.blogfa.com/post/370</link>
<description>نمیدونم هنوز من رو یادت هست یا نه نمیدونم چه جور میتونم بگذرم از خاطره ها نمیدونم چطور این خیابون ها اینجور برام دلگیر میشن نمیدونم چرا نشستن میکا بغل تختم من رو یاد تو میندازه خیلی از کارهاش شبیه تو هست یا شاید من میخوام شبیه تو باشه نمیدونم نمیدونم چرا نمیتونم خیلی از عکس ها رو‌پاک کنم نمیدونم چرا اینقدر از هر چیزی عکس میگیرم حال و احوالت خوب ،راهت روشن! من نام کوچه های بسیاری را از یاد برده ام نشانی خانه های بسیاری را از یاد برده ام و اسامی آسان</description>
<pubDate>Fri, 07 Mar 2025 09:25:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>zehn-e-abi</dc:creator>
<guid>zehn-e-abi.blogfa.com/post/370</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://zehn-e-abi.blogfa.com/post/369</link>
<description>ﺳﺮم داﻏﻪ دﻟﻮم ﺗﺐ داره اﻣﺸﻮ زﻣﻴﻦ ﺧﻮاﺑﻮم ﻋﻘﺮب داره اﻣﺸﻮ ﭘﺮﻳﺸﻮﻧﻮﻧﻢ دﻟﻮم ﻣﻴﮕﻪ ﺑﻪ ﺟﺰ ﻣﻮ ﻳﻜﻰ اﺳﻢ ﺗﻮ ﺑﺮ ﻟﺐ داره اﻣﺸﻮ ﺧﻴﺎﻟﺎﺗﻰ ﺷﺪوم ﻓﻜﺮش ﻧﻤﻴﺬاره ﺑﺨﻮاﺑﻮم ﭼﻪ آﺑﺎدی ﺧﺮاب اﻧﺪر ﺧﺮاب اﻧﺪر ﺧﺮاﺑﻮم ﻏﻤﺎﻣﻮ ﺗﻮ دﻟﻮم اﻧﺒﺎر ﻛﺮدوم ﻧﺸﺴﺘﻮم ﺳﻜﻪ ﺳﻜﻪ ﻛﺎر ﻛﺮدوم ﻛﻪ ﺗﻘﺪﻳﻤﺶ ﻛﻨﻮم ﻳﺎروم ﻧﻴﻮﻣﺪ ﺑﻪ ﺻﺪ ﺣﺴﺮت ز ﺑﻨﺪر ﺑﺎر ﻛﺮدوم ﻛﺠﺎ واﺟﻮروﻣﺶ وﻗﺘﻰ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻃﻴﺎره رﻓﺘﻪ ﺳﺮم اﻧﺒﺎر ﺑﺎروﺗﻪ دﻟﻮم اﻧﺒﺎر ﻧﻔﺘﻪ زﻣﻴﻦ ﺳﻨﮓ ﻣﻮﻧﻪ دﻳﻮوﻧﻪ ﻣﻴﺰد درو دﻳﻮار ﺑﺎ ﻣﻮ ﭼﻮﻧﻪ ﻣﻴﺰد ﻳﻜﻰ ﻛﻨﺞ ﺧﻴﺎﻟﻮم ﺷﺮوه ﻣﻴﺨﻮﻧﺪ ﻳﻜﻰ دﻳﮕﻪ ﺳﻰ ﻣﻮ ﻫﻤﻮﻧﻪ ﻣﻴﺰد</description>
<pubDate>Wed, 08 Jan 2025 19:21:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>zehn-e-abi</dc:creator>
<guid>zehn-e-abi.blogfa.com/post/369</guid>
</item>
<item>
<title>Agir ketiye dilê min</title>
<link>https://zehn-e-abi.blogfa.com/post/368</link>
<description>Agir ketiye dilê min آتش به قلبم افتاده Xew nakeve çavê min خواب به چشمانم نمی‌آید Çima tu ji min dûr ketî? چرا از من دور شدی؟! Bêje rûniya çavê min بگو ای روشنایی چشمم Rinda min, gewra min عزیز من، بزرگ من Çend sale ez li hîviya te me چند سال است که آرزوی تو را دارم Lêlê çend sale ez benda te me چند سال است که در بند تو ام</description>
<pubDate>Thu, 22 Aug 2024 07:42:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>zehn-e-abi</dc:creator>
<guid>zehn-e-abi.blogfa.com/post/368</guid>
</item>
</channel>
</rss>
